خلاصه کتاب:
نگاهت مثل طوفانی مرا به سمتت کشاند، بیآنکه بدانم مقصد کجاست. در تاریکی، بیپناه شدم و هر تقلایی بینتیجه بود. آغوشت، به جای آرامش، مرا در خود پیچید و خفه کرد. و من، هنوز نمیدانم چگونه در این طوفان گرفتار شدم…
خلاصه کتاب:
در جهانی که آزادی تنها واژهای خالیست، دختری میان قوانین نانوشتهی اجبار گرفتار شده است. او تلاش میکند تا راهی برای نفس کشیدن پیدا کند، اما هر مسیری که مییابد، با دیوارهای ناپیدای سرنوشت مسدود میشود.
خلاصه کتاب:
همتا، دختر سادهباور، زندگی مشترکی را با حسام آغاز میکند؛ مردی که با اختلالات روانی و رفتاری مواجه است، اما شب اول عروسیشان ماجرایی عجیب رخ میدهد که...
خلاصه کتاب:
در جستوجوی آرامش پس از فقدان، گوهر با جوانی همسن دخترش آشنا میشود. محبت و توجهی که سالها از آن محروم بوده، او را به وابستگی سوق میدهد. اما این وابستگی، با آشکار شدن علاقهی شاهرخ به دختر گوهر، به تجربهای تلخ بدل میشود.
خلاصه کتاب:
با دستهایی که از هیجان کمی لرزان بودند، موهای خرماییرنگش را جمع کرد و بالای سر گوجه کرد. شال آبی را سریع برداشت، روی سر مرتب کرد و نگاهی گذرا به آینهی قدیمی مادرش انداخت؛ وقت رفتن بود.
خلاصه کتاب:
سایه، دختری آرام و درونگرا، هرگز تصور نمیکرد که یک آشنایی ساده در فضای مجازی بتواند زندگیاش را دگرگون کند. او بهطور اتفاقی با مردی به نام آراز آشنا میشود و کمکم اعتمادش را جلب میکند. اما این رابطه که از یک گفتوگوی ساده آغاز شده بود، بهتدریج شکل تازهای به خود میگیرد و سایه را در مسیری نامطمئن و پیچیده قرار میدهد…
نام کتاب: کاژه
ژانر: ,اجتماعی,عاشقانه,درام,رئال,خانوادگی,بزرگسال,بزرگسالان,بر اساس واقعیت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " ایرانیان رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.