دانلود شعر لالایی ویژه رمان ایران

0
  • RomanIran
  • ۱۲ شهریور ۹۷
  • دانلود رمان
  • 1207 بازدید
  • هیچ نظر

دانلود شعر لالایی ویژه رمان ایران

دانلود شعر لالایی ویژه رمان ایران

دانلود شعر لالایی ویژه رمان ایران

صدای لالایی می آمد…
مادر آرام آرام می خواند:
(لالا کن دختر زیبا ی شبنم
لالا کن روی زانو شقایق…)
نوزاد زجه میزد
و
مروارید متولد می شد…
مادر ترسان و لرزان بود…
ثور به ترس مادر چشمکی زد
و ناگاه
کم نور شد…
نوزاد زجه میزد…
بغض در گلو خشکید…
کس نمی دانست چه کند؛
یا که می دانست و نمی کرد…!
از ناله ی غربت عشق
همه مدهوش شدند…
نوزاد زجه میزد…
مادر با بغض به در خیره شده بود…
تیک تاک…
ساعت دیر بود
یا که دیر ساعت بود…!
نمی دانم…
شاید آن صبح یا آن شب…
باز نمی دانم…
و در آن تاریکی…
نوزاد زجه میزد…

0 دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

ارسال نظر

پست‌الکترونیکی شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *