دانلود شعر لالایی ویژه رمان ایران

دانلود شعر لالایی ویژه رمان ایران

دانلود شعر لالایی ویژه رمان ایران

دانلود شعر لالایی ویژه رمان ایران

صدای لالایی می آمد…
مادر آرام آرام می خواند:
(لالا کن دختر زیبا ی شبنم
لالا کن روی زانو شقایق…)
نوزاد زجه میزد
و
مروارید متولد می شد…
مادر ترسان و لرزان بود…
ثور به ترس مادر چشمکی زد
و ناگاه
کم نور شد…
نوزاد زجه میزد…
بغض در گلو خشکید…
کس نمی دانست چه کند؛
یا که می دانست و نمی کرد…!
از ناله ی غربت عشق
همه مدهوش شدند…
نوزاد زجه میزد…
مادر با بغض به در خیره شده بود…
تیک تاک…
ساعت دیر بود
یا که دیر ساعت بود…!
نمی دانم…
شاید آن صبح یا آن شب…
باز نمی دانم…
و در آن تاریکی…
نوزاد زجه میزد…

درباره نویسنده

RomanIran
این یک متن است . برای تغییر آن از پنل مدیریت => کاربران => شناسه شما در قسمت زندگینامه تغییر دهید

مشخصات رمان

نام رمان
دلنوشته لالایی
نویسنده
تارا گرجی نژاد
ژانر
ویراستاران
فاطمه انصاری
تعداد صفحات کتاب
منبع تایپ

باکس دانلود

دانلود نسخه PDF دانلود نسخه اندروید دانلود نسخه ZIP دانلود نسخه epub دانلود فایل صوتی mp3


برچسب ها


اشتراک در شبکه های اجتماعی

دیدگاه کاربران