این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رمان من دختر افسانه ایم

9 ژانویه 2020
9,547 بار
۲ نظر

دانلود رمان من دختر افسانه ایم

  دانلود رمان من دختر افسانه ایم زامبی کمدی، تخیلی، عاشقانه  رمان ایران
دانلود رمان من دختر افسانه ایم زامبی کمدی، تخیلی، عاشقانه رمان ایران

دانلود رمان من دختر افسانه ایم

به نام خدا، باسلام و عرض ادب خدمت کاربران محترم سایت رمان به رمان ایران بزرگترین سایت دانلود رمان خوش آمدید. افتخار داریم بار دیگر با معرفی رمان جدید در خدمت شما بزرگواران باشیم. رمان جدیدی که روبروی آن هستید  دانلود رمان من دختر افسانه ایم با ژانر زامبی کمدی، تخیلی، عاشقانه  است.
که در ادامه به معرفی بخشی از آن می پردازیم که توسط محدثه قارسی کاربر انجمن رمان ایران  به نگارش درآمده است. همچنین برای دانلود رمان می توانید به ادامه مطلب رجوع کنید. شما می توانید این رمان را در دسته های دانلود رمان، دانلود عاشقانه  ، دانلود رمان طنز و دانلود رمان تخیلی جستجو کنید.

خلاصه رمان من دختر افسانه ایم :

داستان اینبار ما راجب یه دختریه که با استفاده از نیروی فوق العاده ماوراییش، می تونه تمام موجودات خطرناکی که توی سیاره زمین هستند رو از بین ببره! داستان متفاوتیه مثل داستان میشا دختر خوناشام (۲ جلد ) اگه نخونید از دستتون در رفته!

حرفی از نویسنده:

سلام دوستای گل و خوشگلم! خداروشکر انقدر از میشا استقبال شد که تصمیم گرفتم یه داستان متفاوت دیگه بنویسم، تجربه ثابت کرد که تخیلی و طنز نویسم واقعا خوبه و این و مدیون شمام، بازم تو این داستان قهرمان ما یه دختر ایرانیه، می تونم بگم ایرانیا همیشه قهرمانن، و من در این داستان غیر ممکن رو ممکن می کنم! چاکر همه، عاشقتونم به مولا.

مقدمه رمان من دختر افسانه ایم

اینجا آخر دنیاست، جایی مثل جهنم!

جایی که قدم به قدمش تو رو بدرقه می کنه به سمت مرگ!

نه یه مرگ راحت، یه مرگ دردناک و زجر آور.

یه جایی که هرلحظه باید متنظر باشی تا وقتی به تنگا اومدی، خودت با یه گلوله کارت و بسازی!

برای همینه که همیشه میگم:

 “من دختر افسانه ایم”!

دانلود رمان افسانه نارمیرا

با دو وارد ساختمون شدم و کارتم و گرفتم جلوی سرباز، نگاهی بهش انداخت و با لحن سردی گفت:

سرباز _ این یعنی چی؟

در حالی که هول شده بودم کارتم و برگردوندم و بهش نگاه انداختم، تف تو مخت دختره ی اوشگول!

سعی کردم خودم و ضایع نکنم برای همین با لبخند کارت ملیم و گذاشتم توی کیفم و کارت ورود و در آوردم که نگاه بی تفاوتی انداخت و گفت:

سرباز _ می تونی وارد شی.

لبخند قدر دانی زدم و گفتم:

من _ مرسی.

سریع از بین اون دستگاه ها عبور کردم و دوربینم و از توی کیفم در آوردم.

لبخندی از روی شوق زدم و سریع سوار آسانسور شدم و دکمه ی ۲۰ و فشردم؛ توی پوست خودم نمی گنجیدم! پاهام و از روی خوشحالی و استرس می کوبیدم به کف آسانسور! تو آیینه آسانسور خودم و نگاه کردم و موهام و با شالم درست کردم!

چشمای آبی و پوست سفید و لبای صورتیم تضاد خوبی رو توی صورتم ایجاد کرده بود.

موهای مشکی براق و ابروهای خوشگل و خوش فرم مشکی، من از خودم تعریف نکنم کی تعریف کنه؟

پوزخندی زدم و روم و از آیینه گرفتم که در آسانسور باز شد. سریع از آسانسور زدم بیرون و به جمعیتی که با شوق و ذوق به حرفای مرد راهنما گوش می کردن، نگاه کردم!

ای وای نکنه دیر کردم؟ من برای این همایش کلی انتظار کشیدم!

بی اهمیت به مردم به زور خودم و از وسط جمعیت کشیدم به ردیف اول!

مرد میانسالی با روپوش سفید که خیلی خوشتیپ تر و خوش قیافه ترش می کرد رو به روی جمعیت وایساده بود و حرف می زد!

لبخندش پررنگ تر شد و گفت:

دانلود میشا دختر خون آشام

مرد _ اجناسی که توی این شیشه ها هستن، اجناسین که متعلق به هزاران سال قبله!

و با دستش به ظرف شیشه ای مکعبی اشاره کرد… چشمم روی اون شیشه ثابت موند!

چه قدر این سنگ خوشگله، سنگی ترکیب از رنگهای سورمه ای و آبی و بنفش؛ درست مثل یه کهکشان! با صدای یکی از بچه ها حواسم از سنگ پرت شد و بهش گوش سپردم:

 _ ببخشید استاد چرا اونا رو توی آب نگه می دارید؟

استاد لبخند مهربونی زد و گفت:

استاد _ این آب، یه آبه مخصوصیه که کمک می کنه تا اجناس قدیمی آسیب نبینن، خوب بهتره که به بقیه جاهای آزمایشگاه سر بزنیم!

انگار سریع تر دوست داشت بچه ها رو از اون جا دور کنه، همه راه افتادن که من با قدم های آروم به سمت اون شیشه رفتم و بهش زل زدم! واقعا حیرت آور بود! خدایا چیا آفریدی من قربونت برم.

سریع دوربینم و  درآوردم و چند تا عکس ازش گرفتم، خیلی دلم می خواست لمسش کنم!

دانلود رمان بانوی افسانه ای

به دور و برم نگاه کردم کسی حواسش نبود… دستم و یواشکی کردم

توی شیشه که خیس شد و آروم آروم سنگ و لمس کردم که یهو انگار جریان برق بهم متصل شد!

بدنم سنگینه سنگین شده بود و ولتاژ عظیمی بدن من و فرا گرفته بود!

به سختی دستم و از آب بیرون آوردم و در حالی که نفس نفس می زدم، دستم و با لباسم پاک کردم!

احساس سنگینی می کردم؛ به زور پاهام و جمع کردم و سریع به سمت بچه ها رفتم.

استاد و تار می دیدم… سرم و تکون دادم و چشمام و باز و بسته کردم که دیدم بهتر شد!

دوربین و بالا آوردم و یه چند تا عکس خفنه دیگه گرفتم.

حدوده یه ساعتی اونجا بودم و اطلاعات خیلی باحالی به دست آورده بودم.

همایش تقریبا تموم شده بود و بچه ها دور استاد و گرفته بودن

و ازش سوال می پرسیدن، به ساعت توی دستم نگاهی انداختم! نزدیکای ۷ شب بود!

باید سریع تر بر می گشتم…

لرزش توی بدنم کم تر شده بود و یکم راحت تر می تونستم راه برم، ولی سردرد عجیبی و خستگی عجیبی من و در برگرفته بود!

به سمت آسانسور رفتم که چشمم دوباره به سنگ افتاد، نیروی عجیبی من و وادار می کرد که بهش نگاه کنم، حس کردم چشمام داره می سوزه برای همین سریع قدم برداشتم و به طرف آسانسور رفتم!

دانلود رمان میشا دختر جاودانه

در آسانسور که بسته شد تکیه دادم به میله و گردنم و این ور اون ور کردم، خیلی خیلی خسته بودم، عرق سرد کرده بودم و چشمام دوتا می دید!

در آسانسور که باز شد دستم و گذاشتم روی درو بیرون رفتم، همه ی مردم و دوتا می دیدم!

به سختی از ساختمون زدم بیرون و دستم و برای اولین تاکسی بلند کردم و سریع سوار شدم.

آدرس و به راننده گفتم و سرم و تکیه دادم به پشتیه صندلی!

یه صداهای عجیب و غریبی به گوشم می خورد، گردنم و به شدت تکون دادم که قولنجاش شکست!

تمام بدنم عرق کرده بود و چشمام تار می دید، دلم می خواست هرچی زودتر برسم خونه و بخوابم!

وقتی رسیدیم راننده به من اطلاع داد و نفهمیدم چه قدر بهش کرایه دادم و پیاده شدم… اونم گازش و گرفت و رفت!

زنگ خونه رو فشردم و دستم و تکیه دادم به دیوار، در خونه باز شد و خودم و مثل لشا کشوندم توی خونه!

خاله سارا سریع اومد و با خوشحالی گفت:

خاله _ چطور بود عشقم؟

لبخندی از روی خستگی زدم و گفتم: من _ عالی، خاله خیلی خستم میرم بخوابم!

مشخصات رمان

  • نام رمان: من دختر افسانه ایم
  • نام نویسنده: محدثه فارسی
  • ویراستاران: محدثه فارسی
  • ژانر: زامبی کمدی، تخیلی، عاشقانه
  • تعداد صفحه: 197
  • منبع تایپ: سایت رمان ایران

لینک کوتاه مطلب

https://romaniran.ir/?p=2423

دسته بندی ها

دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان برای آیفون , دانلود رمان برای اندروید , دانلود رمان برای تبلت , دانلود رمان برای کامپیوتر , دانلود رمان برای موبایل , دانلود رمان تخیلی , دانلود رمان جدید , دانلود رمان طنز , دانلود رمان عاشقانه , دانلود رمان کل کلی , دانلود رمان کمدی , دانلود رمان های محبوب , رمان

برچسب ها

مطالب مشابه

1 × 1 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

  • رمانی بسیار جذاب و خوندنی و مهیج
    شاید قلمش به خوبی دوتا رمان دیگه‌ و جدیدش نباشه؛ اما رمان عالیه

  • رمانش بد نبود نسبت به بقیه رمان هاش خیلی بهتر بود