این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رمان غبار سرنوشت

۲ فروردین ۱۳۹۸
1,102 بار
بدون نظر

دانلود رمان غبار سرنوشت 

دانلود رمان غبار سرنوشت
دانلود رمان غبار سرنوشت

دانلود رمان غبار سرنوشت 

به نام خدا، باسلام و عرض ادب خدمت کاربران محترم سایت رمان، به رمان ایران، بزرگترین سایت دانلود رمان خوش آمدید، افتخار داریم بار دیگر با معرفی رمان  جدید در خدمت شما بزرگواران باشیم، رمان جدیدی که روبروی آن هستید، رمان غبار سرنوشت با ژانر عاشقانه و تراژدی است. رمان غبار سرنوشت که در ادامه به معرفی بخشی از آن می پردازیم، توسط zeynabyavarian کاربر انجمن نگاه دانلود به نگارش درآمده است. همچنین برای دانلود رمان می توانید به ادامه مطلب رجوع کنید. شما می توانید این رمان را در دسته های دانلود رمان، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رمان تراژدی جستجو کنید.

دانلود رمان غبار سرنوشت  . رها دختری‌ست همچو نخل زیر خاکستر. نفرت و نامردیِ مردی، تیشه به ریشه‌ی او زده و سوزانده و سوزانده؛

ولی استواری یعنی مقاومت او در این همهمه‌ی زندگی. در اوج سختی‌ها کسی می‌رسد تا دخترک را از غم برهاند؛ ولی بازگشت غریبه‌ی

آشنایی، بر زندگی او آوار می‌شود.

مقدمه:

امروز در سردترین لحظه‌ی تاریخ، بیرون آمدم از رویا، فراموش کردم هرچه که دیروز به دست آورده بودم.

خاطره‌ی روز رسیدن به مرز نیستی و حس کوچکی از خشم که گذشتم از آن به اشتباه… بیدار شدم با شمشیری از جنس انتقام.

تو در دستانم، از کف دادمت! جائی برای جبران نیست. خاطره‌ی هر چه به من شد، هر چه به تو شد، اراده‌ای برای بستن ابدی چشم

من و تو و پشت پاهای ناجوان‌مردانه… این حس حقیقی‌ست. به ضمانت چهره‌ی تو روزهای دیگر باقی خواهد

ماند. من در این میان گرفتارم…
به زمان ی …

قسمتی از داستان :

تو رو خدا در رو باز کنین.


با دستانش به در کوبید؛ ولی این بار هم همانند دفعات قبل هیچ‌کس در را به رویش باز نکرد.

مگر گـ ـناه او چه بود؟

سرش را بلند کرد و با صدای گرفته‌اش گفت:


– تو رو خدا در رو باز کنین. بذارید حرف بزنم. تو رو به اون خدایی که می‌پرستید در رو باز کنین!


چادر مشکی‌اش را جلو کشید و مشتش را به در خانه کوبید. آن قدر خسته بود که پاهایش توان تحمل وزنش را نداشت.

ناگهان چهره‌ی پیرزنی در مقابلش نمایان شد. پیرزن نگاهش را به چهره‌ی بی‌روح او دوخت. از دفعه‌ی پیش که او را در دادگاه دیده بود،

شکسته‌تر شده بود. طاقتش طاق شده بود از تمناهای این زن.اخم‌هایش را در هم کشید و دستانش را به کمر زد.


– چیه؟ چی می‌خوای از جون‌مون؟ رضایت نمیدم. بچه‌م رو گرفتی، تمام زندگیت رو رنگ چادر سرت می‌کنم.

آخه چرا نمی‌فهمی؟ پسرم بود! پاره‌ی تنم بود!
لبان خشکش را با زبانش تر کرد و با بغض گفت:


– تو رو خدا خانم! نذارید بچه‌م بی‌پدر بزرگ شه. به خدا پشیمونه! اصلاً نفهمیده اون شب چه اتفاقی افتاده!


دندان‌هایش را روی یک‌دیگر سایید و گفت:


– پشیمونیِ اون پسر من رو برنمی‌گردونه! پشیمونی اون هیچ چیزی رو به عقب برنمی‌گردونه!


جلوی پایش زانو زد. دیگر به فکر خاکی شدن چادرش نبود. دیگر به فکر غرورش نبود. دیگر از آن دخترک قبل خبری نبود.

به این رمان چند ستاره می دهید
[تعداد: 1 میانگین : 5]

مشخصات رمان

  • نام رمان: غبار سرنوشت
  • نام نویسنده: zeynabyavarian کاربر انجمن نگاه دانلود
  • ویراستاران: SKY LIGHT ، یاسمین. الف
  • ژانر: تراژدی.عاشقانه
  • تعداد صفحه: 748
  • منبع تایپ: سایت نگاه دانلود

لینک کوتاه مطلب

https://romaniran.ir/?p=1834

دسته بندی ها

دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان برای آیفون , دانلود رمان برای اندروید , دانلود رمان برای تبلت , دانلود رمان برای کامپیوتر , دانلود رمان برای موبایل , دانلود رمان تراژدی , دانلود رمان جدید , دانلود رمان عاشقانه , دانلود رمان های محبوب , رمان

برچسب ها

مطالب مشابه

چهار × سه =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.