این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رمان بی پروا برایت می ‌تازم

2 می 2020
6,121 بار
بدون نظر

دانلود رمان بی پروا برایت می ‌تازم

دانلود رمان بی پروا برایت می ‌تازم درام عاشقانه رمان ایران
دانلود رمان بی پروا برایت می ‌تازم درام عاشقانه رمان ایران

دانلود رمان بی پروا برایت می ‌تازم

به نام خدا، باسلام و عرض ادب خدمت کاربران محترم سایت رمان به رمان ایران بزرگترین سایت دانلود رمان خوش آمدید. افتخار داریم بار دیگر با معرفی داستان جدید در خدمت شما بزرگواران باشیم. داستان جدیدی که روبروی آن هستید، دانلود رمان بی پروا برایت می‌تازم با ژانردرام عاشقانه است.
که در ادامه به معرفی بخشی از آن می پردازیم که توسط کلثوم حسینی کاربر انجمن رمانکده به نگارش درآمده است. همچنین برای دانلود رمان می توانید به ادامه مطلب رجوع کنید. شما می توانید این رمان را در دسته های دانلود رمان، دانلود رمان عاشقانه، دانلود رمان درام جستجو کنید.

لیزا شهریار وکیل تازه کاری‌ست که از نوجوانی شیفته وشیدای مهرشاد کیانی اصل” هنرپیشه و آهنگ سازه” می‌شود. اما از آنجای که سرنوشت برایش سناریو عجیبی نوشته‌است. گره زندگی اش با مهرشاد کیانی‌اصل به طور اعجازی درگیر یک‌دیگر می‌شوند! در این بین رابطه، بهار؛ زنی وارد زندگی مهرشاد شده که زن ِ شرعی اوست از قضا رقیب سرسخت الیزا… اما با آمدن ِ پسرخاله مهرشاد؛ سهیل‌‌.
ورق جدال‌‌گونه‌ای برمی‌گردد و مثلث‌عشقی عجیبی رخ می‌دهد.
سهیل که بادیدن رفتار متانت و خانمی الیزا؛ خاطرخواه الیزا شده و عاشقانه‌ها در مقابل دو خانواده نثار الیزای متاهل می کند.
مثلث عشقی با تقابل سرسختانه‌ای میان دل‌ها با‌وجود دسیسه‌های اطرافیان، چه چیزی را در برابر الیزا، مهرشاد و سهیل به وجود می‌آورد…

یک باره چنان می‌پرم که عرق از تنم سرازیر می‌شود،شوکه شده نفس نفس می‌زنم… همه چیز را به باد فراموشی می‌گزارم، من کجا بودم…؟ این‌جا دیگر کجاست؟

قسمتی از رمان :

تمام بدنم از عرق سرد نشسته روی کمر و صورتم، عجیب منقبض و منبسط تنم را در برگرفته بود،

عرق کرده بودم آن هم در این ظل گرما!

خدایا… وحشت زده به دستانم که بیدمجنون را ریشخند می‌کرد،

با نفس زدن از دستان یخ زده ام نگاه می‌گیرم، سخت ومنقبض پلک می بندم،

شقیقه ام نبض می زند! خسته ام و درمانده. تاریکی محض اتاق،

خوف عجیبی را سلول به سلول بدنم ترزیق و وحشت را در سراسر وجودم احاطه می کند.

با کف دست، عرق روی پیشانی ام را محکم و پراز انزجار دست می کشم. کاب.و.س

هایم قصد تمام شدن و رهایی ام را ندارند! دل دل می کردم

برای یک شب سر راحت بربالین گذاشتن.

نفرین غریبی که دامنم را گرفته انگار قصد رهایم را ندارد…

من باید تاوان دل شکندن و دل گرفتن دو عاشق د معشوق را تا ابد وقیامت بدهم…

با زجرکشیدن و عذاب وجدانی که سالهاست خواب خوش را حرامم کرده…

دل عاشقی را شکستن گناه کبیره بوده خدایا؟ غرامت می‌خواست یا تقاص دل شکسته‌اشان را؟

چرا باید کارم به این‌جا می‌کشید؟

تنها به خاطر این‌که دو نفرعاشق را با خودخواهی و حسادت عجیبم از هم جدا کرده بودم؟

نفرین قریبی را که بهار، همسر مهرشاد به من و قلب وامانده ام به من هدیده داده بود؟

سرم تیر می‌کشد، عطش شدیدی دارم… گرمم شده! تقلا دارم برای فرار از دنیا و کاب.و.س‌های شبانه‌ام.

[تعداد: 8 میانگین : 3.3]

مشخصات رمان

  • نام رمان: بی پروا برایت می‌تازم
  • نام نویسنده: کلثوم حسینی
  • ویراستاران: Asteria
  • ژانر: درام ،عاشقانه
  • تعداد صفحه: 751
  • منبع تایپ: سایت رمانکده

لینک کوتاه مطلب

https://romaniran.ir/?p=2720

دسته بندی ها

دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان برای آیفون , دانلود رمان برای اندروید , دانلود رمان برای تبلت , دانلود رمان برای کامپیوتر , دانلود رمان برای موبایل , دانلود رمان جدید , دانلود رمان درام , دانلود رمان عاشقانه , دانلود رمان های محبوب , رمان

برچسب ها

مطالب مشابه

یک × پنج =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.