این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رمان به من فرصت بده

۳۰ مرداد ۱۳۹۸
4,276 بار
بدون نظر

دانلود رمان به من فرصت بده

دانلود رمان به من فرصت بده رمان ایران عاشقانه
دانلود رمان به من فرصت بده رمان ایران عاشقانه

دانلود رمان به من فرصت بده

به نام خدا، باسلام و عرض ادب خدمت کاربران محترم سایت رمان به رمان ایران بزرگترین سایت دانلود رمان خوش آمدید. افتخار داریم بار دیگر با معرفی رمان جدید در خدمت شما بزرگواران باشیم. رمان جدیدی که روبروی آن هستید دانلود رمان به من فرصت بده با ژانر عاشقانه است.

که در ادامه به معرفی بخشی از آن می پردازیم که توسط  khorshiid کاربر انجمن نگاه دانلود   به نگارش درآمده است. همچنین برای دانلود رمان می توانید به ادامه مطلب رجوع کنید. شما می توانید این رمان را در دسته های دانلود رمان  و دانلود رمان عاشقانه جستجو کنید.به این رمان چند ستاره می دهید

عذر می‌خواهی؟
اما الان کمی دیر نیست؟
کمی دیر نشده برای ترمیم قلب شکسته‌ام؟
ببینم! آیا می‌توانی تکه‌های قبرم را از آن باغ نفرین‌شده پیدا کنی؟
تو در آن شب نحس مرا شکستی، تحقیر کردی، مرا گدای عشق خواندی و حالا…
ببینم! درست متوجه شدم؟ تو حالا از من عشق گدایی می‌کنی؟
شاید باید زمان دوباره تکرار شود.
با این تفاوت که حالا من پادشاهم و تو سربازی به دنبال نگاه من.
شاید باید من آن کلمه‌ی نحس را به زبان بیاورم. «نمی‌خواهمت!»

قسمتی از رمان  :

نگاهم به دست‌بند تو دست‌هام افتاد. حالا واقعاً لازم بود این‌ها رو ببندید؟ دست‌هام زخم میشن. صدای غرش مردی از کنار گوشم اومد: 
– اینجا چه غلطی می‌کنی؟
سرم رو بالا آوردم. به‌به! جناب سرتیز هم تشریف‌فرما شدن. اخمی کردم و گفتم:
– کی تو رو خبر کرد؟
نگاهش رو دست‌بند آهنی تو دستم نشست. اخم‌هاش تو هم رفت و گفت:
– چه غلطی کردی آوردنت؟
نگاهم رو بی‌حوصله به‌سمت دیگه‌ای چرخوندم و بی‌تفاوت گفتم:
– به تو چه!
زیرچشمی نگاهم به دست مشت‌شده‌ش نشست.
لبخندی کنج لبم نشست. حرص بخور عزیزم! واسه‌ت خوبه. اخمو به‌سمت مردی که اونجا بود رفت تا متوجه جریان بشه. همون‌موقع نگاهم به حامد افتاد که از اتاقی بیرون اومد. به‌سمتش رفتم. لبخندی بهم زد و گفت:
– چطوری خانوم بازیگر؟
لبخندی زدم:
– باید فرار می‌کردی.

بی‌خیال گفت:
– باهم اومده بودیم، باید باهم برمی‌‌گشتیم.
نگران گفتم:
– حالا چی میشه؟ نکنه برات بد شه؟ نکنه از بیمارستان پرتت کنن بیرون؟
سری تکون داد.
– نگران نباش! فوق فوقش یه شب نگهم می‌دارن.
ترسیده گفتم:
– یه شب؟
سرباز کناریش بی‌حوصله گفت:
– راه بیفت ببینم! انگارنه‌انگار اومدن کلانتری. واستادن چاق سلامتی می‌کنن.
عصبی غریدم: 
– ساکت! نمی‌بینی دارم حرف می‌زنم؟!
سرباز عصبانی شد.
– یه شب اون تو بمونین آدم می‌شین.
حامد با لبخند گفت:

[تعداد: 14 میانگین : 3.7]

مشخصات رمان

  • نام رمان: به من فرصت بده
  • نام نویسنده: khorshiid کاربر انجمن نگاه دانلود
  • ویراستاران: ریحانه سادات
  • ژانر: عاشقانه
  • تعداد صفحه: 81
  • منبع تایپ: سایت نگاه دانلود

لینک کوتاه مطلب

https://romaniran.ir/?p=2219

دسته بندی ها

دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان برای آیفون , دانلود رمان برای اندروید , دانلود رمان برای تبلت , دانلود رمان برای کامپیوتر , دانلود رمان برای موبایل , دانلود رمان جدید , دانلود رمان عاشقانه , دانلود رمان های محبوب , رمان

برچسب ها

مطالب مشابه

17 − هفت =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.