این سایت در ستاد ساماندهی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد

دانلود رمان ان دی ای

27 آوریل 2020
1,747 بار
بدون نظر

دانلود رمان ان دی ای

دانلود رمان ان دی ای ترسناک تخیلی رمان ایران
دانلود رمان ان دی ای ترسناک تخیلی رمان ایران

دانلود رمان ان دی ای

به نام خدا، باسلام و عرض ادب خدمت کاربران محترم سایت رمان به رمان ایران بزرگترین سایت دانلود رمان خوش آمدید. افتخار داریم بار دیگر با معرفی رمان جدید در خدمت شما بزرگواران باشیم. رمان جدیدی که روبروی آن هستید، دانلود رمان ان دی ای با ژانر ترسناک و تخیلی است.
که در ادامه به معرفی بخشی از آن می پردازیم که توسط
  سحر نور باقری کاربر انجمن نودوهشتیا به نگارش درآمده است. همچنین برای دانلود رمان می توانید به ادامه مطلب رجوع کنید. شما می توانید این رمان را در دسته های دانلود رمان، دانلود رمان ترسناک و دانلود رمان تخیلی جستجو کنید.

خلاصه رمان:

مرگ ناگهانی حسام همه رو شوکه کرده. سیاوش، فرید و علی که به این مرگ مشکوکن؛ دنبال دلیل اصلی این اتفاق می گردن.

پدرام، پسر مرموزی که ادعا می کنه دوست حسام بوده، دنبالشون راه میوفته تا اونا رو از خطر دور نگه داره.

اما چرا؟ جوابش فقط سه کلمه است؛ پدرام همون حسامه.

مقدمه رمان :

تغییر ناگهانی یه زندگی… تغییر شیوه ی زندگی… داشتن تمام چیز هایی که نداشتی و نداشتن

تمام چیز هایی که داشتی… گیج بودن… سردرگم بودن… دست و پا زدن بین یه دوراهی…

معلق بودن بین دو زندگی متفاوت… نمی دونم اسمش چی بود… سفر روح از جسمی به جسم دیگه…

یا شاید انتقال افکار و شخصیت یه فرد به فرد دیگه… من همون آدم بودم…

با همون اخالق و رفتار و تفکر… با همون احساسات نسبت به اطرافیانم و همون نیروی خروشان درونم…

اما این وسط چیزی تغییر کرده بود…

قسمتی از رمان :

جسمم… جسمی که مال من نبود اما متعلق به من بود… جسم پسری به اسم پدرام…

با یه خانواده ی خوشبخت و تعداد زیادی دوست… سخت بود که تو آینه نگاه کنی

و هر بار به جای تصویر خودت، فردی رو ببینی که چهره اش برات غریبه س…

به جای رنگ روشن موهات، چشمت به تیرگی موهای توی آینه بیوفته…

به جای دو جفت چشم شکالتی و آروم، با دو جفت چشم توسی و شیطون رو به رو شی…

من وسط زندگی قرار گرفته بودم که همه چیزش برام غریبه بود…

داشتن مادر مهربونی که من ته تغاریش بودم… داشتن پدر محکم و آرومی که شوخی می کرد

و می خندید و حتی یه بار هم سر بچه هاش داد نزده بود…

برادرایی که تو رو جزئی از خودشون می دونستن؛ باهات حرف می زدن و شوخی می کردن…

یه زندگی آروم… چیزی که بیشتر از همه باهاش غریبگی می کردم…

تغییر ناگهانی یه زندگی… تغییر شیوه ی زندگی… همه چیز عادی بود…

جز منی که نمی تونستم زندگی گذشته ام رو فراموش کنم…

تو مراسم کفن و دفن خودم، جسم قبلم، حسام، شرکت کردم… با چشم دیدم که حسام دفن شد…

منی که کنار اون قبر ایستاده بودم، دفن شدم…

به نظر خنده دار بود که یه آدم، تو مراسم خودش شرکت کنه و به چشم بسته شدن زندگیش رو ببینه…

زندگی قبلی من تموم شد… بسته شد… با یه تغییر ناگهانی زندگی…

یا یه سفر روح از جسمی به جسم دیگه… حاال من پدرام بودم…

پسر نوزده ساله ای که حافظه اشو تو یه تصادف از دست داده بود…

پسری از یه خانواده ی پر جمعیت… یه پدر، یه مادر و سه برادر…

کسی که زندگی آروم و عادی داشت… من حاال پدرام بودم… اما پدرام االن کجا بود؟

همه جا تاریک بود… یه سیاهی عمیق و خالص… حس عجیبی بود…

مثل تو فضا معلق بودن… مثل پریدن از یه هواپیما از یه ارتفاع زیاد…

دستمو، پامو، صورتمو، بدنمو، هیچی رو حس نمی کردم…

چشممو حس نمی کردم اما می دیدم… قبل از معلق شدن، تاریکی که همه جا رو گرفت،

[تعداد: 7 میانگین : 4.3]

مشخصات رمان

  • نام رمان: ان دی ای
  • نام نویسنده: سحر نور باقری
  • ژانر: ترسناک تخیلی
  • تعداد صفحه: 132
  • منبع تایپ: سایت نودهشتیا

لینک کوتاه مطلب

https://romaniran.ir/?p=2678

دسته بندی ها

دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان برای آیفون , دانلود رمان برای اندروید , دانلود رمان برای تبلت , دانلود رمان برای کامپیوتر , دانلود رمان برای موبایل , دانلود رمان تخیلی , دانلود رمان ترسناک , دانلود رمان جدید , دانلود رمان های محبوب , رمان

برچسب ها

مطالب مشابه

2 × 1 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.